حضرت مهدی(عج)-آل یاسین
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
|
|
شهادت
زهرا عليها السلام در آخرين ساعت زندگي در حالي که حالش بهتر مي نمود آب خواست و شستشو کرد و لباسهاي نوي خويش را پوشيد، و فرمود بستر او را رو به قبله بگسترند.(1)
و نيز از «اسماء» خواست عطر او را بياورد و خود را معطر فرمود و لباس نماز خود را پوشيد و در بستر خويش خوابيد و به «اسماء» فرمود:
«جبرئيل به هنگام رحلت پيامبر(ص) کافوري از بهشت براي او آورد که آن گرامي آن را به سه قسمت تقسيم فرمود، يک قسمت براي خودش و يک قسمت براي علي(ع) و يک قسمت براي من»
و از اسماء خواست آن را بياورد و بالاي سر او بگذارد، آنگاه ملافه بر سر کشيد و فرمود:
«اندکي منتظر بمان و بعد مرا صدا کن، اگر پاسخ ندادم بدان که درگذشته ام».
«اسماء» اندکي صبر کرد، آنگاه زهرا(ع) را صدا کرد و جواب نشنيد، فرياد زد: اي دختر محمد مصطفي! اي دختر گرامي ترين انسانها...
اشاره:
پرسش درباره فايده امام غايب، نتيجه برداشتى خاص از مفهوم غيبت است.
اصلاح اين برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهرهمندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورتهاى عصر حاضر به شمار مىرود.
در سايه توجه به فايدههاى عظيم «بود» و «نمود عملى امامت» مىتوان خود را همواره در پيشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معيت با امام(عج) دست يافت.
مقاله حاضر، تلاشى است براى تبيين اين مفاهيم، باشد كه در پيشگاه آن وجود مقدّس پذيرفته گردد.
"نعمت در پرده غيبت"
اعتقاد به وجود دوازده امام معصوم، پس از رسول اكرم(ص)، از اعتقادات پايهاى و وجه تمايز انديشه شيعه است. فرزندان اين مكتب از كودكى؛ زمانى كه اسامى ائمه عليهمالسلام و تاريخ امامت را ياد مىگيرند، با مفهوم غيبت دوازد همين ايشان آشنا مىشوند.
اين كه «فرزند امام يازدهم(ع) به دنيا آمده و طى حوادثى پس از شهادت پدر، از ديدگان پنهان شده و تاكنون نيز در پرده غيبت است و روزى ظاهر خواهد شد...»
تقريبا خلاصه معلوماتى است كه بيشتر افراد در اين زمينه در اختيار دارند.!
ولى از همان آغاز، پرسشى اساسى نيز در اذهان جاى مىگيرد كه: وجود امامى كه بر حياتش اصرار مىورزيم، از او سخن مىگوييم، هر سال تولدش را جشن مىگيريم و... اما غايب است، چه فايدهاى دارد؟ و چنين امامى چه نقش و اثرى در زندگى ما، مىتواند داشته باشد؟
اين سؤال، زمانيكه مجال مطرح شدن مىيابد على رغم اهميّت و محوريت موضوع آن در حوزه اعتقادات، غالبا با نگاههاى متعجب روبرو شده و پرسش از بديهيات تلقى مىگردد.
بازگو كردن حوادث متعددى چون «داستان تشنه در راه ماندهاى كه سيراب شده...، بيمارى كه شفا يافته...، مضطرى كه اجابت شده...، گم شدهاى كه به مقصد رسيده و... »تلاشى است تا اين بديهى بودن قطعى تلقى شود.
اما به راستى، فايده وجود امام، در عصر غيبت، تنها همين امدادهاى به ظاهر گاه به گاه است؟
مىتوان گفت، كه ريشه اصلى اين پرسش به درك اوليه ما از مفهوم «غيبت» باز مىگردد؛ به گونهاى كه مرورى دوباره بر معناى صحيح اين واژه، راهگشاى ما، در رسيدن به پاسخ صحيح خواهد بود.
السلام است. چنانچه امام باقر علیه السلام می فرماید: بنده خدا، مؤمن نخواهد بود، مگر این که خدا و
رسولش و همه امامان را بشناسد و نیز امام زمانش را بشناسد و در تمام امور خود به او مراجعه کند و
تسلیم امر وی باشد(اصول کافی، ج1، ص180) و در حدیث صحیح حارث بن المغیره می گوید: به امام
صادق علیه السلام گفتم: آیا پیامبر فرموده: من مات و لا یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة؟ فرمود:
آری، عرض داشتم: این کدام جاهلیت است، آیا جاهلیت مطلق است یا جاهلیت کسی که امامش را
نشناخته؟ فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و ظلال.(اصول کافی، ج2، ص377)
و آن چه در معرفت امام واجب است دو امر است: یکی شناخت شخصی امام به اسم و نسب(شخصيت
حقيقي)، دوم شناخت شخصیت امام با صفات و خصوصیت او که به وسیله آن ها از دیگران امتیاز می
یابد (شخصيت حقوقي). (مکیال المکارم، ج1، ص37)
امام صادق علیه السلام می فرمایند: کمترین حد معرفت به امام آن است که امام، همسنگ و مساوی با
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، مگر در درجه نبوت.(البرهان، ج2، ص34)
از آن جا که امام صادق علیه السلام فرمود: معرفت از ساخته های خداوند است(کافی، ج1، ص163)،
انسان باید حصول آن را از خداوند متعال طلب کند و با دعا آن را از خداوند بخواهد. در این زمینه و برای
حصول معرفت به آن حضرت، خواندن این دعا مناسب است."اللهم عرفنی نفسک..."(کافی،ج1،ص337)
دست یافتن به معرفت نسبت به چیزی، به معنای آشنایی با ابعاد مختلف و گوناگون آن چیز است. باید با
ویژگی ها و خصلت ها و ابعاد شخصیتی و روحی وجایگاه والای اولیای الهی(ع) آشنا شویم تا بتوان تا
اندازه ای متناسب با فهم خود نه مقام آن ها، به آن ها معرفت پیدا کنیم و چون مقام اولیای الهی،
مقامی بسیار والا و عالی است و شناخت حقیقی آن ها برای غیر آن ها ممکن و میسور نمی باشد، به
ناچار برای آشنایی بیشتر با ابعاد وجودیشان باید از خود آن ها کمک بگیریم و با مراجعه و مطالعه احادیث
و دعاها و زیاراتی که در آن ها خود را تا حدی معرفی نموده اند و اندکی پرده از چهره زیبای روحی و
معنوی و خدایی خود کنار زده اند، مقداری به شناخت آن ها دست یابیم.
خواندن زیاراتی چون زیارت جامعه کبیره که یک دوره فشرده امام شناسی است و مطالعه احادیثی که
اندکی از مقامات خود را در آن ها بیان کرده اند و مطالعه تاریخ زندگی و عملکرد آن ها و بزرگی روح و عفو
و بخشش و کرامت و عظمت و عبادت و شجاعت و ایثار و صدها صفات عالی انسانی و الهی در
شناساندن آن ها مفید و مؤثر است.
توسل به آن ها و چنگ زدن به دامان پاک آن ها و عمل به سفارش ها و دستورات آن ها، در تحکیم و
ریشه دار کردن این شناخت نقش مهمی دارد چون عمل به آن مقدار از علم و شناختی که از آن
برخورداریم، ما را به درجات بالاتری از معرفت می رساند چون علم و عمل هر کدام در ارتقا بخشیدن و
ترفیع یکدیگر تأثیر می گذارند.
پس باید در مرحله اول خصوصیات امام را شناخته و مصداق آن را مشخص کنیم، آن گاه به دنبال ایشان
رفته و آن حضرت را رهبر خود قرار دهیم. قطعاً باید چنین باشد و گرنه در هنگام مرگ، مرگی با جهالت
خواهیم داشت.
برای مطالعه بیشتر، به کتاب های زیر مراجعه نمایید:
1. معرفت امام عصر، دکتر سیدمحمد بنی هاشمی؛
2. مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی؛
3. روزگار رهایی ترجمه یوم الخلاص، علی اکبر مهدی پور؛
4. شناخت امام راه رهایی از مرگ جاهلی، مهدی فقیه ایمانی؛