تبليغاتX
منتظران صاحب

منتظران صاحب

حضرت مهدی(عج)-آل یاسین

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:52  توسط محمود  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:48  توسط محمود  | 

(حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى)

 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.

                و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:48  توسط محمود  | 

(مهدى (عليه السلام) در قرآن)

            در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

                در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:41  توسط محمود  | 

(راه شناخت مهدى (عليه السلام))

براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:33  توسط محمود  | 

 

 

 

 


حضرت زهرا تجسم رضا و سخط الهی
 
آیة الله العظمی وحید خراسانی
 
مقام صديقه كبري فاطمه زهرا(س) مقام بسيار بزرگي است، ايشان بر گردن مسلمانان حق بزرگي دارند، ولي متأسفانه آنگونه كه مستحق است اين حق را ادا نكرده‌ايم،
از آن مي‌ترسم كه محكمه‌اي در دنيا كه قاضي آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و يا در آخرت كه قاضي آن خداوند تبارك و تعالي باشد تشكيل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آيا براي اداي حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كاري انجام داده‌ايد؟ حتي به مقدار اعتراف يك فقيه سني؟
 مي‌ترسم كه آن زمان جوابي نداشته باشيم. بايد آنچه را كه صحيح بخاري دربارة حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببينيم و لو غير عامدانه؟
 متعصب‌ترين و نقادترين فقهاي اهل سنّت، بخاري را صحيح و معتبر مي‌دانند، در اين كتاب از ابي وليد از ابن عيينه، از عمرو بن دينار، از ابن ابي مليكه از موربن مخرمه روايت شده است كه رسول الله(ص) فرمود: فاطمة بضعة منّي، من اغضبها فقد أغضبني فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگين كرده است.
مي‌خواهيم در مورد اين حديث بحث و بررسي كنيم، حديثي كه يك فقيه سني آن‌را روايت مي‌كند و در ميان فقهاي اهل سنّت، سند اين حديث صحيح و از درجة بالايي برخوردار است، چرا كه بخاري ـ كسي كه در صحت احاديث بسيار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و از طرفي ذهبي ـ كه از نقادترين افراد نسبت به احاديث است ـ اين حديث را صحيح و معتبر دانسته و آن را به گونه‌اي ديگر روايت مي‌كند: إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.(مستدرك الحاكم، جلد 3، ص 154) همان خداوند با خوشنودي فاطمه خشنود و با ناراحتي فاطمه ناراحت مي‌شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:44  توسط محمود  | 

پرستوي علي پرکشيد



شهادت

زهرا عليها السلام در آخرين ساعت زندگي در حالي که حالش بهتر مي نمود آب خواست و شستشو کرد و لباسهاي نوي خويش را پوشيد، و فرمود بستر او را رو به قبله بگسترند.(1)

و نيز از «اسماء» خواست عطر او را بياورد و خود را معطر فرمود و لباس نماز خود را پوشيد و در بستر خويش خوابيد و به «اسماء» فرمود:

«جبرئيل به هنگام رحلت پيامبر(ص) کافوري از بهشت براي او آورد که آن گرامي آن را به سه قسمت تقسيم فرمود، يک قسمت براي خودش و يک قسمت براي علي(ع) و يک قسمت براي من»

و از اسماء خواست آن را بياورد و بالاي سر او بگذارد، آنگاه ملافه بر سر کشيد و فرمود:

«اندکي منتظر بمان و بعد مرا صدا کن، اگر پاسخ ندادم بدان که درگذشته ام».

«اسماء» اندکي صبر کرد، آنگاه زهرا(ع) را صدا کرد و جواب نشنيد، فرياد زد: اي دختر محمد مصطفي! اي دختر گرامي ترين انسانها...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:39  توسط محمود  | 

نعمت در پرده غيبت

اشاره:
پرسش درباره فايده امام غايب، نتيجه برداشتى خاص از مفهوم غيبت است.

اصلاح اين برداشت از آنجا كه، با درك چگونگى بهره‏مندى از وجود حجت الهى مرتبط است، از ضرورت‏هاى عصر حاضر به شمار مى‏رود.

در سايه توجه به فايده‏هاى عظيم «بود» و «نمود عملى امامت» مى‏توان خود را همواره در پيشگاه امام عصر(عج) حاضر دانست و با درك نعمت وجودى او در راستاى انتظار ظهور، به اجر مجالست و معيت با امام(عج) دست يافت.

مقاله حاضر، تلاشى است براى تبيين اين مفاهيم، باشد كه در پيشگاه آن وجود مقدّس پذيرفته گردد.

"نعمت در پرده غيبت"
اعتقاد به وجود دوازده امام معصوم، پس از رسول اكرم(ص)، از اعتقادات پايه‏اى و وجه تمايز انديشه شيعه است. فرزندان اين مكتب از كودكى؛ زمانى كه اسامى ائمه عليهم‏السلام و تاريخ امامت را ياد مى‏گيرند، با مفهوم غيبت دوازد همين ايشان آشنا مى‏شوند.

اين كه «فرزند امام يازدهم(ع) به دنيا آمده و طى حوادثى پس از شهادت پدر، از ديدگان پنهان شده و تاكنون نيز در پرده غيبت است و روزى ظاهر خواهد شد...»

تقريبا خلاصه معلوماتى است كه بيش‏تر افراد در اين زمينه در اختيار دارند.!

ولى از همان آغاز، پرسشى اساسى نيز در اذهان جاى مى‏گيرد كه: وجود امامى كه بر حياتش اصرار مى‏ورزيم، از او سخن مى‏گوييم، هر سال تولدش را جشن مى‏گيريم و... اما غايب است، چه فايده‏اى دارد؟ و چنين امامى چه نقش و اثرى در زندگى ما، مى‏تواند داشته باشد؟

اين سؤال، زمانيكه مجال مطرح شدن مى‏يابد على رغم اهميّت و محوريت موضوع آن در حوزه اعتقادات، غالبا با نگاه‏هاى متعجب روبرو شده و پرسش از بديهيات تلقى مى‏گردد.

بازگو كردن حوادث متعددى چون «داستان تشنه در راه مانده‏اى كه سيراب شده...، بيمارى كه شفا يافته...، مضطرى كه اجابت شده...، گم شده‏اى كه به مقصد رسيده و... »تلاشى است تا اين بديهى بودن قطعى تلقى شود.

اما به راستى، فايده وجود امام، در عصر غيبت، تنها همين امدادهاى به ظاهر گاه به گاه است؟

مى‏توان گفت، كه ريشه اصلى اين پرسش به درك اوليه ما از مفهوم «غيبت» باز مى‏گردد؛ به گونه‏اى كه مرورى دوباره بر معناى صحيح اين واژه، راهگشاى ما، در رسيدن به پاسخ صحيح خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:35  توسط محمود  | 

تصویر روز

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:21  توسط محمود  | 

راه هاي معرفت به امام زمان عليه السلام

از مهمترین تکالیف مؤمنان، پس از معرفت به خدا و رسولش، معرفت و شناخت ولی امر و امام زمان علیه

السلام است. چنانچه امام باقر علیه السلام می فرماید: بنده خدا، مؤمن نخواهد بود، مگر این که خدا و

رسولش و همه امامان را بشناسد و نیز امام زمانش را بشناسد و در تمام امور خود به او مراجعه کند و

تسلیم امر وی باشد(اصول کافی، ج1، ص180) و در حدیث صحیح حارث بن المغیره می گوید: به امام

صادق علیه السلام گفتم: آیا پیامبر فرموده: من مات و لا یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة؟ فرمود:

آری، عرض داشتم: این کدام جاهلیت است، آیا جاهلیت مطلق است یا جاهلیت کسی که امامش را

نشناخته؟ فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و ظلال.(اصول کافی، ج2، ص377)

و آن چه در معرفت امام واجب است دو امر است: یکی شناخت شخصی امام به اسم و نسب(شخصيت

حقيقي)، دوم شناخت شخصیت امام با صفات و خصوصیت او که به وسیله آن ها از دیگران امتیاز می

یابد (شخصيت حقوقي). (مکیال المکارم، ج1، ص37)

امام صادق علیه السلام می فرمایند: کمترین حد معرفت به امام آن است که امام، همسنگ و مساوی با

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، مگر در درجه نبوت.(البرهان، ج2، ص34)

از آن جا که امام صادق علیه السلام فرمود: معرفت از ساخته های خداوند است(کافی، ج1، ص163)،

انسان باید حصول آن را از خداوند متعال طلب کند و با دعا آن را از خداوند بخواهد. در این زمینه و برای

حصول معرفت به آن حضرت، خواندن این دعا مناسب است."اللهم عرفنی نفسک..."(کافی،ج1،ص337)

دست یافتن به معرفت نسبت به چیزی، به معنای آشنایی با ابعاد مختلف و گوناگون آن چیز است. باید با

ویژگی ها و خصلت ها و ابعاد شخصیتی و روحی وجایگاه والای اولیای الهی(ع) آشنا شویم تا بتوان تا

اندازه ای متناسب با فهم خود نه مقام آن ها، به آن ها معرفت پیدا کنیم و چون مقام اولیای الهی،

مقامی بسیار والا و عالی است و شناخت حقیقی آن ها برای غیر آن ها ممکن و میسور نمی باشد، به

ناچار برای آشنایی بیشتر با ابعاد وجودیشان باید از خود آن ها کمک بگیریم و با مراجعه و مطالعه احادیث

و دعاها و زیاراتی که در آن ها خود را تا حدی معرفی نموده اند و اندکی پرده از چهره زیبای روحی و

معنوی و خدایی خود کنار زده اند، مقداری به شناخت آن ها دست یابیم.

خواندن زیاراتی چون زیارت جامعه کبیره که یک دوره فشرده امام شناسی است و مطالعه احادیثی که

اندکی از مقامات خود را در آن ها بیان کرده اند و مطالعه تاریخ زندگی و عملکرد آن ها و بزرگی روح و عفو

و بخشش و کرامت و عظمت و عبادت و شجاعت و ایثار و صدها صفات عالی انسانی و الهی در

شناساندن آن ها مفید و مؤثر است.

توسل به آن ها و چنگ زدن به دامان پاک آن ها و عمل به سفارش ها و دستورات آن ها، در تحکیم و

ریشه دار کردن این شناخت نقش مهمی دارد چون عمل به آن مقدار از علم و شناختی که از آن

برخورداریم، ما را به درجات بالاتری از معرفت می رساند چون علم و عمل هر کدام در ارتقا بخشیدن و

ترفیع یکدیگر تأثیر می گذارند.

پس باید در مرحله اول خصوصیات امام را شناخته و مصداق آن را مشخص کنیم، آن گاه به دنبال ایشان

رفته و آن حضرت را رهبر خود قرار دهیم. قطعاً باید چنین باشد و گرنه در هنگام مرگ، مرگی با جهالت

خواهیم داشت.

برای مطالعه بیشتر، به کتاب های زیر مراجعه نمایید:
1. معرفت امام عصر، دکتر سیدمحمد بنی هاشمی؛
2. مکیال المکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی؛
3. روزگار رهایی ترجمه یوم الخلاص، علی اکبر مهدی پور؛
4. شناخت امام راه رهایی از مرگ جاهلی، مهدی فقیه ایمانی؛

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 23:32  توسط محمود  |